|
تاریخ :
دوشنبه 7 ارديبهشت 1388 ساعت 4:55 بعد از ظهر
|
|
منبع :
قلم نیوز
|
|
تعداد بازدید :
12925
|
|
در دنیا کسی باور نمیکرد که ایران آنقدر ظرف سه سال مشکل پیدا کند که در معرض تهدید نظامی قرار گیرد
|
قلم - "در جناح راست نارضایتی از دولت خیلی شدید است و افرادی هستند که تمایل دارند پنهانی به مهندس موسوی رای دهند" به گزارش خبرنگار قلم نیوز، محسن امین زاده، در اولین جلسه ی شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در سال جدید، با بیان اینکه انشاءالله سال جدید پس از سال های سختی که بر کشور گذشته، سال تغییر و قرار گرفتن کشور در مسیر بهبود باشد، گفت: انتخابات ریاست جمهوری دهم از مهمترین انتخابات بعد از انقلاب در ایران و یکی از مهمترین انتخابات در سطح دنیاست؛ که بعد از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بیش از هر انتخابات دیگری توجه جهانیان را به خود جلب خواهد کرد.
معاون وزیر امور خارجه دولت اصلاحات درباره ی اهمیت انتخابات ریاست جمهوری دهم گفت: نتیجه ی انتخابات آینده هر چه باشد علاوه بر آنکه تاثیر بسیار زیادی بر سرنوشت کشور، مردم ایران و رفتار جامعهی بینالمللی نسبت به ایران خواهد داشت، بر تحولات منطقه ای و بین المللی در حوزه ای فراتر از مرزها نیز تاثیر خواهد گذاشت.
وی به عنوان نمونه ای از حساسیت های زودرس بین المللی نسبت به انتخابات ایران، به سفر خاتمی به ترکیه اشاره و اظهار کرد: در آن سفر تقریبا همه ی شخصیت های عالی مقامی که با آقای خاتمی ملاقات کرده بودند قبل از هر چیز از انتخابات ایران و دلیل کنار رفتن آقای خاتمی از صحنهی انتخابات و همچنین طرز تفکر و دیدگاه های مهندس میرحسین موسوی که خاتمی از او حمایت کرده است، پرسیده بودند. از جمله آقای اردوغان به تفصیل از ایشان درباره ی علت کناره گیری ایشان به رغم شانس قطعی پیروزی در انتخابات پرسیده بود و ظاهرا از توضیحات آقای خاتمی هم چندان قانع نشده بود.
شاید آنچه که برای آقای اردوغان تعجب آور بوده عدم امکان تفاهم و برنامه ریزی سازمان یافته، محاسبه گرانه و به موقع اصلاح طلبان بوده است. تفاوت اساسی سیاست ورزی در ایران با آن کشور در این است که ترکیه دارای ساختار نظام حزبی قدرتمندی با احزاب بادوام و باتجربه ای است که امکان انباشت تجربه، ساماندهی سیاسی و تصمیمگیری دراز مدت و مدیریت درست فعالیت های انتخاباتی را ممکن می کنند. در مقابل، در ایران نه تنها احزاب قدرتمند نشده اند، بلکه دائما برای جلوگیری از قدرتمند شدن آنان برایشان مانع تراشی می شود. جامعه در شرایط انتخابات، به سمت رفتاری پوپولیستی می رود که غالبا تحت تاثیر عوامل هیجانی و ثانویه له یا علیه فردی رای می دهد.
امین زاده افزود: امکان انباشت تجربه در این گونه ساختارهای سیاسی محدود است؛ فردی که محبوب مردم است نمیتواند محبوبیتش را به فرد دیگری منتقل کند، امکان مدیریت جامع فعالیت های انتخاباتی نیست، بسیاری از تصمیمات در صحنه ی انتخابات گرفته می شود و حوادث مختلفی مانند همین انصراف آقای خاتمی به صورت ناخواسته تاثیر زیادی بر انتخابات و نتیجه ی آن می گذارد. آقای خاتمی به استانهای دور دستی که در معرض کمکهای نقدی و غیرنقدی دولت قرار گرفته بود، سفر کرد. استقبال عظیم آنها از ایشان نشان داد که خاتمی در این محیطها که از الطاف نقدی و غیرنقدی دولت برخوردار بودند به شدت محبوب مردم است و به او رای میدهند؛ ما برای اولین بار از شعار مرگ بر سیب زمینی مردم شهرهای کوچک مسیر سفر اقای خاتمی از شیراز به یاسوج دریافتیم که دولت سیب زمینی مجانی توزیع می کند و مردم با این شعار واکنش خودشان را نسبت به این رفتار دولت نشان می دهند. نظرسنجی های پس از سفر نشان می داد که پیروزی آقای خاتمی قطعی است. اما بالاخره خاتمی به دلیل تحولاتی که پیش آمد، برای جلوگیری از تحقق سناریویی که محور ضدتبلیغات رقیب را جنجال بر سر جنگ قدرت میان اصلاح طلبان قرار داده بود، از صحنه ی انتخابات کنار رفت. اما در حقیقت همه ی این رخدادها، ناشی از فقدان ساختارهای سیاسی و حزبی قدرتمندی بود که می توانست برای این تحولات به موقع تدابیر مناسب تدارک نماید.
امینزاده گفت: مراد من از تاکید روی آثار جهانی انتخابات ایران این است که توجه خردمندان کشور را به وظیفه ی مهمشان در انتخابات ریاست جمهوری جلب کنم. وقتی به رغم همهی تغییرات، رهبران منطقه، تحولات صحنه ی انتخابات ایران را به دقت دنبال میکنند چرا که به باور آنها این انتخابات، تاثیر بزرگی در شرایط سیاسی منطقه و دنیا خواهد داشت، ایجاب میکند در ایران همه ی خردمندان، به میزان درک سیاسی بیشتر و حضور در محیط نخبگی و شرایطی که میتوانند تاثیرگذار باشند تلاش بیشتری در انتخابات داشته باشند. اما باید اعتراف کنم که من نگران هستم چون احساس می کنم بعد از شوک انصراف خاتمی شرایط در دانشگاهها دشوارتر شده و تحرک دانشجویان و فعالیت های انتخاباتی آنان کاهش یافته است و فضای انتخاباتی بسیار سرد شده است.
وی در ادامه تاکید کرد: نمیتوان تصور کرد که در غیاب احزاب و نهادهای قدرتمند سیاسی، بدون تلاش همه ی احزاب و فعالیت گسترده ی همه ی نهادهای مدنی همچون نهادهای دانشجویی بتوان در انتخابات پیروز شد. شانس پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات، به دلیل رای منفی آقای احمدی نژاد، بسیار بالاست، اما آقای احمدی نژاد هم با سیاست سرد نگه داشتن فضای انتخابات و توزیع گسترده ی پول های بیشتر میان مردم، به خریدن غیر مستقیم رای و تغییر این وضع آرای خود و پیروزی امیدواراست؛ اگر شما دانشجویان مصمم به پیروزی در انتخابات نباشید احتمال عدم پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات بالاست زیرا که انفعال گروه های تاثیر گذاری مانند دانشجویان، تاثیر بسیار زیادی در سرد ماندن فضای انتخابات و پیروزی احمدی نژاد خواهد داشت.
امینزاده شانس پیروزی میرحسین موسوی در انتخابات را بیشتر از کروبی دانست و گفت: خاتمی با هدف پیروزی و موفقیت اصلاحطلبان در انتخابات و شکستن فضا و سناریوی طراحی شده به عنوان القای جنگ قدرت میان اصلاحطلبان کنارهگیری کرد؛ با توجه به انصراف خاتمی و احتمال پیروزی مهندس موسوی در انتخابات باید همه برای این پیروزی تلاش کنیم.
وی تاکید کرد: اگر همهی مجموعهها همچون شما دانشجویان تلاش کنند، شانس پیروزی در انتخابات آتی بسیار بالا میرود چرا که رای مثبت احمدینژاد در انتخابات فعلی حدود 35 درصد است که متاسفانه این میزان رای اندگی نسبت به ماه بهمن به علت تداوم اقتصاد صدقه ای و توزیع نقدی پول و افزایش پرداخت ها، در ماه های بهمن و اسفند در میان اقشار نیازمند افزایش یافته است. هرچند این کار به دلیل ایجاد نکردن بنیان های اقتصادی مستحکم و تاثیرات تورمی بسیار بالا حتی برای دریافت کنندگان آن خسارت بار است اما به هر حال دولت به تاثیرات آنی این نوع کمک در اقشار فقیر جامعه امید بسته است. این برنامه ی انتخاباتی ظاهرا در این دو ماه حدود 5 میلیارد دلار هزینه برداشته است. البته طبق برنامه ی دولت قرار بود بیش از 20 میلیارد دلار پول توزیع شود که مجلس در قانون بودجه ی سال جاری به صورت قانونی جلوی آن را گرفت و مقداری کار آقای احمدینژاد را دشوار کرد.
امینزاده ادامه داد: در این بین تقریبا همه بر این باورند که دولتی که در طی سالهای گذشته به این میزان تخلف کرده است - که نمونهی آن گزارش تفریغ بودجه ی سال 86 است- حداقل پنج یا شش میلیارد دیگر از بودجه ی سال جاری را به صورت غیرمجاز برداشت خواهد کرد تا پول را به صورت غیرمجاز در بین مردم توزیع و رای جذب کند. تا پیش از این هزینه ی رای آقای احمدی نژاد در سال 1384 به عنوان گران ترین رای در ایران، صدها میلیارد تومان بود اما این بار رقم بسیار سرسام آور تراست. الان تلاش آنها کاهش مشارکت به طور کلی و کاهش رای منفی خود و پیروزی در دور اول انتخابات ریاست جمهوری با این سیاست است، چو ن بر این باور است که در دور دوم با همین رای منفی شکست خواهد خورد.
وی خاطر نشان کرد: احمدینژاد 55 تا 60 درصد رای منفی دارد که همین آراء میتواند منجر به شکست او در انتخابات شود؛ رای منفی همان رایی است که بیان میکند ما به هرفردی جزء احمدینژاد رای میدهیم؛ این همان رایی است که باعث شکست هاشمی رفسنجانی در سال 84 شد.
امینزاده اضافه کرد: با وجود جوسازیهای منفی سازمان یافته علیه آقای هاشمی، در دور دوم انتخابات دوره ی نهم، به دلیل وجود رای منفی، هر فردی در مقابل هاشمی قرار میگرفت، برنده میشد؛ این بار نیز وضعیت انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم همچون انتخابات گذشته است؛ با این تفاوت که این بار رای منفی احمدی نژاد حاصل عملکرد خود اوست. بنابراین احمدینژاد در تلاش است این فاصلهی 15 درصدی که بسیار نیز دشوار است را کم کند چرا که هر فردی در دور دوم در مقابل احمدینژاد قرار گیرد به دلیل آرای منفیاش برنده خواهد شد.
وی خاطر نشان کرد:در مقابل این وضعیت، خاتمی دارای آرای مثبتی حدود 60 درصد بود که تکلیف را در دور اول مشخص میکرد. در شرایط فعلی رای منفی مهندس موسوی بسیار پایین، حدود 25 درصد و رای مثبت ایشان نیز به دلیل ناشناخته بودنش پایین است. در این شرایط اگر تلاش کنیم حتما میتوانیم برندهی این انتخابات باشیم و مهندس موسوی می تواند با فعالیت انتخاباتی مناسب، در اجتماع موج ایجاد کرده و در یک رقابت یک مرحلهای و یا دو مرحلهای، با جلب آرای مخالفان 60 درصدی رئیس جمهور در این انتخابات پیروز شود.
امینزاده نتیجه ی انتخابات سال 84 را محصول عدم مشارکت بخشی از نخبگان، دانشجویان و دانشگاهیان و نیروهای تاثیرگذار در انتخابات دانست و گفت: در شرایط فعلی اگر به شکل سال 84 عمل کنیم، شکست حاصل میشود؛ محیط کشور در شرایط فعالی نسبت به انتخابات نیست و کندیهای قابل توجهی دیده میشود که با تلاش ما در هفتههای آینده باید این شرایط تغییر کند.
وی افزود: برخی شنیده های ناگوار همچون دستورالعمل صادره در درون صداوسیما مبنی بر کمرنگ نگاه داشتن انتخابات و برجسته نکردن انتخابات ریاست جمهوری در ذهن مردم، شنیده شده است؛ برخی از رسانههای حکومتی نیز انتخابات را رها کردهاند، علت آن است که در وضعیت جدید احساس میکنند که با کمتر شدن مشارکت در انتخابات شانس پیروزی احمدینژاد بیشتر است؛ بنابراین در سناریوی جدید ترجیح داده میشود فضای انتخابات داغ و قطبی نشود تا احمدینژاد شانس پیروزی بیشتری پیدا کند.
امین زاده افزود: آقای خاتمی ضمن خروج از صحنهی رقابت انتخابات، بنای بر ماندن در صحنه ی انتخابات و تلاش برای کمک به کسب این پیروزی را دارد؛ ما نیز به عنوان دوستان خاتمی مصمم هستیم این تلاش را دنبال کنیم؛ بنابراین بنده از شما دانشجویان درخواست میکنم تلاش کنید تا فضای سردی که بر اثر شوک انصراف خاتمی ایجاد شده است را گرم کنید تا بتوان در این انتخابات بسیار سرنوشتساز با اقتدار پیروز شد.
امین زاده در ادامه جلسه به پرسش های دانشجویان پاسخ گفت. به گزارش قلم نیوز، امینزاده در پاسخ به پرسشی در مورد مواضع کشورهای خیلج فارس و تمایل آنان برای ادامه ی وضع موجود در ایران گفت: متاسفانه کشورهای کوچک از وضعیت ایران در صحنه ی بین المللی بسیار تاثیر پذیرند و شرایط دشوار بین المللی را برای ایران ترجیج می دهند؛ رفتار این کشورها در قبال ایران و ملت ایران نسبت به سال 83 بسیار بد شده است. به عبارت دیگر آنهایی که ایران را خیلی دوست ندارند ترجیح میدهند ایران در معرض بحران بینالمللی باشد و سیاست خارجی آسیبپذیری داشته باشد.
امین زاده در ادامه با طرح این پرسش که چرا احمدینژاد در دنیا مشهور شده است؟ گفت: مردم عادی آفریقا هیچ مقامی از ایران حتی امام راحل و مقام رهبری را نمیشناسند ولی احمدینژاد را تا حدی میشناسند. طبعا امام راحل و رهبری نیز حرفهای بسیاری علیه آمریکا و اسرائیل زدهاند اما چرا احمدینژاد مشهور شده و آنها به عنوان شخصیتهای انقلابی شناخته شده نیستند؟ علت آن است که در چهار سال گذشته مواضع جنجالی احمدی نژاد تیتر اول تمام رسانههای پرمخاطب غربی از جمله رسانه های به اصطلاح صهیونیستی و آمریکایی بوده است. آنان که هرگز حاضر نبوده اند از مواضع امام یا رهبری به صورت گسترده خبر منتشر کنند، اصرار دارند که آنچه را آقای احمدینژاد مطرح میکند به کررات و به صورت برجسته در دنیا منتشر شود و در دنیا تصویری مطابق با آنچه ایشان می گوید از ایران ساخته شود. این اتفاق در دنیا باعث شده که ایران مشهورترین دشمن آمریکا در دنیا با ادبیات احمدی نژاد تعریف شود. ادبیاتی که افراطیون و نظامی گرایان آمریکا آن را به عنوان ادبیات مخالف خود بسیار می پسندد و با بهره گیری از آن توانستد از ایران تصویری مخدوش، ماجراجو، غیر قابل اعتماد، و خطرناک را به نمایش گذاشته و ایران را در معرض تهدید قرار دهند و اجماع جهانی دولت ها را علیه ایران ایجاد کنند؛ فرصتی که در دوره ی خاتمی هرگز برای افراطیون آمریکایی فراهم نمی شد.
وی ادامه داد: امکان نداشت در دنیا کسی باور کند که ممکن است ایران آنقدر ظرف سه سال مشکل پیدا کند که در معرض تهدید حمله ی نظامی قرار گیرد. رادیکالها در آمریکا به شدت از مواضع جنجالی رییسجمهور ایران، بر علیه ایران و برای اعمال سیاست هایشان در منطقه و گسترش حضور نظامی شان در منطقه و توجیه آن نفع بردند؛ اهداف، سیاستها و مقاصدی که از پیش دنبال میکردند اما با استفاده از این مواضع جنجالی و سیاست خارجی ماجراجوی دولت ایران آن را توجیه کردند.
معاون وزیر امور خارجه دولت اصلاحات در ادامه خاطرنشان کرد: اتفاقی نبود که بزرگترین اجماع جهانی علیه ایران شکل گرفت؛ اجماعی که در مورد ایران شکل گرفت هرگز در مورد هیچ کشوری در جهان به وجود نیامده است؛ رییسجمهور به دلیل سیاست خارجی بد و بیتدبیری، اجماع جهانی را علیه کشور شکل داد. در تاریخ سازمان ملل متحد، هیچ وقت چنین اجماعی علیه هیچ دولتی شکل نگرفته بود که اکنون علیه ایران شکل گرفته است؛ هیچگاه آنقدر تفاهم شکل نگرفته بود که علیهی کشوری چنین گسترده و همصدا قطعنامه صادر کند و تحریمش کنند؛ با وجود انقلاب اسلامی، اشغال لانه ی جاسوسی، مواضع رادیکال و سیاست جدی علیه آمریکا و اسرائیل، ایران هرگز به شرایط امروز گرفتار نشده بود.
امین زاده افزود: مخالفین ایران به دلیل منافعشان از حضور یک دولت ماجراجو، جنجال آفرین، دولتی که دوست دارد تیتر خبرهای دنیا باشد و خود را با بحران ساز مطرح کند، استقبال میکنند. اگر چنین دولتی در ایران سر کار باشد حتی دولتی مثل اوباما که به شدت منافعش در تفاهم با ایران است، مجبور میشود نسبت به ایران رادیکال باشد و اسرائیلیها هم که ما را دوست ندارند از این موضوع بیشتر استقبال میکنند.
امینزاده در پاسخ به پرسش دیگری درباره ی فعالیت های تبلیغاتی انتخاباتی به تحلیل انتخابات سال 1384 پرداخت و گفت: اگر ملاک ما از انتخابات سال 1384 رای آقای احمدی نژاد در دور دوم انتخابات باشد اشتباه کرده ایم. رای آقای احمدی نژاد در سال 1384 با همه ی امدادها!، کمتر از 5.5 میلیون رای بود. حدود 1 تا 1.5 میلیون از این رای در هفته ی آخر، با تغییر رای حامیان قالیباف، از قالیباف به احمدی نژاد متمایل شد. علاوه بر این برای همین 4 میلیون رای آقای از شهرداری تهران استفاده شده بود. می توان گفت که مرحله ی اول انتخابات سال 1384 چون هیچکدام از نامزدها مقبولیت کافی از نظر مردم نداشتند، آراء کاملا توزیع شد. عمده ی آرا یعنی حدود 25 میلیون رای میان 5 نفر ( هاشمی، کروبی، احمدی نژاد، معین و قالیباف) کم و بیش مساوی ( 4 تا 5/5 میلیون رای برای هرکدام) تقسیم شد.
امین زاده خاطرنشان کرد: در آن انتخابات به دلیل وجود آرای منفی هاشمی، احمدینژاد توانست با رای کمتری به دور دوم راه پیدا کند و سپس پیروز شود؛ در دور دوم هم به دلیل فضای ساخته شده علیه آقای هاشمی، خانه ی کوچک و کفش کهنه و زندگی معمولی آقای احمدی نژاد برای تشدید توجه نسبت به او کمک کننده بود اما نباید پیروزی آقای احمدی نژاد را بدون توجه به رای منفی آقای هاشمی و نقش شهرداری تهران تحلیل کرد. از جمله یکی از هزینه هایی که بعدا فاش شد هزینه ی 2 میلیارد تومان پول آش توزیع شده میان مردم در تهران از بودجه ی شهرداری بود که خرج حدود 10 میلیون کاسه آش به قیمت تمام شده برای شهرداری در آن زمان می شود.
امین زاده در ادامه گفت: علاوه بر غیر جذاب بودن نامزدهای ریاست جمهوری برای مردم، تعدد نامزدهای اصلاح طلب هم به سردرگمی مردم در مرحله ی اول و هدایت نشدن رای آنان به سوی یک نامزد خاص کمک کرد.
امین زاده تاکید کرد: بحث معیشت در این انتخابات بسیار تعیین کننده است اما نباید در این مورد دچار اشتباه شد. در این دوره کمر اقشار با درآمدهای متوسط هم در مقابل فشار تورم و بی کاری شکسته است. 50 درصد خانواده ها در جامعه که در زمره ی خانواده های با درآمد متوسط قرار می گرفته اند برای معیشت خود دچار مشکل بسیار جدی شده اند. باید به علت و عمق شعارهای عجیبی همچون "مرگ بر سیبزمینی"، " مرگ بر سهام خجالت" که مردم در سفر خاتمی به شیراز، یاسوج، بوشهر سر میدادند توجه داشت؛ این شعارها نشان میدهد که جامعه در معرض فشارهای مختلفی است و فقط بحث معیشت نیست؛ در اقتصاد به فساد در اقتصاد دولتی، بی کفایتی های مدیریتی و مسائلی از این دست که ابعادی بزرگتر نسبت به بحث صرفا معیشتی دارد توجه می کند. برخی از کارشناسان سازمان برنامه امیدوار بودند سفرهای استانی رئیس جمهور به کاهش تمرکز در برنامه ریزی کشور منجر شود، بعد از کمتر از دو سال آنان فهمیدند که سفرهای استانی برنامه ریزی کشور را از هر نوع کار کارشناسی دور کرده و بیش از هر زمان به تصمیمات شخص رئیس جمهور متکی کرده است. اقتصاددانان فهمید که خسارت کاهش نظارت دموکراتیک بر عملکرد دولت و کاهش قدرت نهادهای نظارت کننده در کشور چه نتایج تکان دهنده ای دارد. آنان با حیرت دیدند که یک دولت ضعیف در فقدان نهادهای مدنی و کنترل کننده می تواند 270 میلیارد دلار درآمد نفتی یا 150 میلیارد دلار مازاد در آمد نفتی را کاملا آتش زده و به صورت تورم دود کند و از بین ببرد. ما اصلاح طلبان همواره معتقد بوده ایم که اقتصاد ایران با یک حکمرانی خوب و حکومت مدبر، در یک ساختار دموکراتیک و پاسخگو، با وجود نهادهای مدنی و سیاسی قدرتمند و پرسش گر میتواند بهبود پیدا کند.
معاون وزیر امور خارجه دولت اصلاحات خاطرنشان کرد: ما در وزارت خارجه دولت اصلاحات تلاش میکردیم پنج میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی جذب کنیم؛ این شرایط به گونهای تغییر کرد که این دولت با وجودی که میتوانست حداقل 150 میلیارد دلار سرمایهگذاری کند اما همهی آن را نابود کرد؛ چیزی که همهی اقتصاددانان را شوکه کرده است. آنان دیده اند که دولت ماجراجو چگونه میتواند با بیخردی همهی این توان را نابود کند؛ 270 میلیارد دلار درآمد تبدیل به تورم شده است. ورشکستگی و بحران بانکها اضافه شده است؛ به گونهای که دیگر قادر به دادن وام حتی به صنعتگران و تولید کنندگان نیستند. فقر وحشتناک است، اقشار با درآمد های متوسط به شدت فقیرتر شده اند و طبقهی پایین مقداری نقدینگی به دست آورده که همه تبدیل به تورم شده است.
امین زاده ادامه داد: برای اولین بار به ابتکار دولت نهم روستائیان به بدهکاران بانکها بدل شده اند. خیلی از روستاییان که هرگز فکر نمیکردند بدهکار شوند به بانکها و دولت بدهکارند. آقای خاتمی که با اقتصاددانان صحبت میکردند میگفت که در حالی که رییسجمهور با نفت 140 دلاری این وضعیت را درست کرده من چگونه با نفت 30 دلاری وضعیت را درست کنم؛ اقتصاددانان در پاسخ تاکید میکردند که آنقدر ناامیدی در کشور وجود دارد که حضور مجدد دولت اصلاحات بسیار امید بخش است و شما با حضور در صحنه علاوه بر ایجاد امیدواری در جامعه میتوانید در سطح بینالمللی فضا را بهبود ببخشید. آنان تاکید داشتند که خروج کشور از وضع فاجعه بار کنونی بشدت به این دو عنصر نیازمند است.
وی افزود:دیدگاه های اقتصادیون لیبرال و رادیکال در ایران بیش از پیش به هم نزدیک شده است. رادیکال ها با آثار مثبت توسعه ی بخش خصوصی و کارآفرینی توجه ویژه پیدا کرده اند و لیبرالها هم بیشتر درک کرده اند که بدون اعمال سیاستهای مدارانهی سیاسیون کشور نمیتوان این اقتصاد را درست میکرد. چرا که ممکن است تبدیل به فساد شود؛ اکنون دچار فساد اداری هستیم. بنابراین تفاهمی حاصل شده مبنی بر اینکه حتی برای رسیدن به زندگی مردم نیازمند، دولت باید پاسخگوتر و نظام دموکراتیک تر شود. همانطور که مهندس موسوی، کروبی و خاتمی از آن حرف میزنند باید در قدم اول کشور را از مسیر سراشیبی درآورد.
عضو شورای عالی بنیاد باران اظهار کرد: خاتمی گفته در صحنهی انتخابات میماند و تلاش میکند موضع مشترک همه ی اصلاح طلبان و نامزدهای اصلاح طلب یعنی ضرورت تغییر وضع موجود را دنبال کند. آقای کروبی، موسوی و خاتمی با هم اختلاف سلیقه دارند اما مشترکات آنها بیشتر از تفاوتهایشان است؛ با این وجود اصل بر سر آن است که خاتمی میگوید کف خواسته ی اصلاح طلبان تغییر وضع موجود است و باید در جهت تحقق این حداقل تلاش کرد و به باور ما برای تحقق این کف که پیروزی در انتخابات است شانس مهندس موسوی بیشتر است.
امین زاده ادامه داد:ممکن است برخی با آقای کروبی احساس راحتی بیشتری کنند؛ آقای کروبی شخصیت صمیمی و دلسوزی است؛ برخی نیز مهندس موسوی راترجیح می دهند. باید ملاک تصمیم گیری همه آن باشد که کدامیک از این دو شانس بیشتری در انتخابات دارد و در انتخابات پیروز می شود. تمایل بیشتر آقای خاتمی به مهندس موسوی و حمایت احزاب اصلاح طلب از جمله روحانیون مبارز، حزب مشارکت، مجاهدین انقلاب اسلامی و کارگزاران، بیش از هر چیز ناشی از تحلیل آنان نسبت به امکان کسب رای بیشتر توسط مهندس موسوی در انتخابات آینده است. اگر همه تلاش کنند آقای مهندس موسوی در غیاب خاتمی میتواند برندهی انتخابات شود.
وی خاطرنشان کرد: از سویی خاتمی اعلام کرده که در این راه کمک میکند. حضور ایشان و تلاش همه ی اصلاح طلبان می تواند به پرشورتر شدن فضای مشارکت و افزایش مشارکت کمک کند. تحولی که احتمال تغییر را افزایش داده و فرصت آقای احمدی نژاد را کاهش می دهد. اگر خاتمی، همه ی اصلاح طلبان و خردمندان تلاش کنند که مردم را نسبت به ضرورت تغییر و ضرورت تلاش برای آن آگاهتر کنند، انشاءالله موفق میشویم و با ایجاد موج اجتماعی این فضا میشکند و در انتخابات پیروز میشویم.
امینزاده در پاسخ به پرسش دیگری گفت: یکی از مشکلاتی که در انتخابات در بین دوستان و نخبگان وجود دارد به حاشیه رفتن در انتخابات است؛ این انتخابات یک پروژه است که باید از آن پیروز بیرون آییم؛ رییسجمهوری که در 22 خرداد انتخاب میشود نتیجهی تلاش دو ماههی همهی ماست. برخی از دوستان به حاشیه میروند، البته فرصت انتخابات فرصتی برای بیان حرفها و خواسته های برحق مردم است چون جامعه دموکراتیکتر میشود و فشار نسبت به حرف زدن ملت کمتر و تحرکات بیشتر و محدودیتها کمتر میشود و مردم آماده ی شنیدن حرفهای بیشتری میشوند. این بعد قضیه مثبت است اما نباید فراموش کرد که باید در پروژه ی انتخابات نیز پیروز شد. اینکه در شهریور ماه چه کسی رئیس جمهور ایران باشد تاثیر عمیقی بر سرنوشت کشور دارد.
وی افزود: حضور دو کاندیدای اصلاح طلب تا اواخر اردیبهشت مشکلی ایجاد نمیکند و می تواند باعث گرمتر شدن فضای انتخابات و وارد شدن اقشار بیشتری به صحنه ی انتخابات شود. تفاهم دو کاندیدا در آن زمان نیز اثر مثبت روانی به جای میگذارد. تعداد نامزدهای ان طرف هم مهم است. اگر آنگونه که انتظار می رود نتوانند نامزد مهم دیگری غیر از احمدی نژاد را وارد انتخابات کنند، ضرورت وجود تنها یک نامزد در جناح اصلاح طلب اهمیت بیشتری پیدا می کند.
امین زاده ادامه داد: به قالیباف توصیه شده در صحنه حضور پیدا نکند؛ در این شرایط تنها احتمال کاندیداتوری محسن رضایی وجود دارد که او نیز رای قابل توجهی ندارد و رای محلی و قومی او با آقای کروبی مشترک است. به هر حال اگر آقای احمدینژاد تنها کاندیدای اقتدارگرا باشد در این حالت طبعا اجماع اصلاحطلبان مهمتر است چون اگر قرار است مهندس موسوی رقابت با یک نفر داشته باشد باید آرای همهی اصلاحطلبان را داشته باشد و در دور اول انتخابات بر روی رای منفی احمدینژاد بنشیند و رای مثبت خود را نیز به آن اضافه کند؛ در این حالت باید تلاش کرد اجماع شود.
امینزاده در پاسخ به پرسش دیگری، نظر سنجی را یک کار علمی دانست و گفت: به دلیل شفاف نبودن مردم در پاسخگویی نمیتوان گفت که در ایران قادر به نظر سنجی نیستیم. دوستان آقای کروبی نمیگویند که نظرسنجی را قبول ندارند بلکه میگویند حضورشان برای بیان حرفهایی که مهندس موسوی نمیزند، موثر است. برخی از حرفهای کروبی جذاب است اما باید تکلیف خود را مشخص کرد که در شهریورماه چه کسی رییسجمهوری میشود. باید با نظر سنجی مشخص شود که کدامیک شانس بیشتری دارند و او نامزد اصلاح طلبان شود. به خصوص اگر نظرسنجی ها نشان دهد که بخش قابل توجهی از آرای این دو در جامعه مشترک است.
امین زاده افزود: طبق نظرسنجیهای سال 84 بسیاری از نتایج روشن بود؛ طبق آن نظرسنجی باخت هاشمی به دلیل رای منفیاش در دور دوم بسیار روشن بود؛ تنها خطا در مورد رای کروبی در منطقه ی زاگرس بود که به خاطر کم توجهی با تاثیر رای قومی در مورد ایشان درست محاسبه نشده بود. نظرسنجیها را جدی بگیرید چرا که راه خردمندانه ی بررسی شانس پیروزی کاندیداهاست. اصل هدف، کنار رفتن احمدینژاد است، پس باید تلاش شود که هر فردی که رایاش کمتر است کنار رود و این کار خردمندانهای است. نباید صرفا عاطفی نگاه کرد، در پروژهی انتخابات بحث دوست داشتنیتر بودن کدام نامزد کافی نیست؛ مهم آن است که در آخر شهریور چه کسی رییسجمهور میشود.
امینزاده در پاسخ به پرسش دیگری گفت: رقابت در کار سیاسی طبیعی است. حرفهایتر شدن کار سیاسی بدان معناست که افراد مختلف، گروهها و مجموعههای مختلف از دیدگاهها دفاع کنند. آقای کروبی کار ارزشمند تشکیل حزب و ایجاد روزنامهای را انجام دادند، اگر ایشان نتوانست ماهوارهاش را راه اندازد، حزب خود را تشکیل داد که این با ارزش است. این که حزبی دبیر کل خود را کاندیدا کند نیز بسیار طبیعی است. حرفهای کروبی بر پایه ی تجربه و مشاوریناش بیان میشود که سنجیده و درست است؛ تا این جا حضور ایشان در صحنهی انتخابات و بیان سخنانی که با روشن تر شدن ابعاد مطالبات جامعه کمک می کند مفید است. حتی اگر آقای نوری هم به عنوان یک شخصیت صاحب نظر و برجسته ی اصلاح طلب به صحنه میآمد نیز خوب بود چون میتوانست نظرات خود را بیان کند و مطالباتی را مطرح کند. اما این نیمی از مساله است، در نهایت هیچکس نمی تواند با ماندن و متعدد کردن رقابت در حوزه ی اصلاح طلبان شانس احمدی نژاد را در انتخابات افزایش دهد؛ چون چنین کسی متهم بزرگ بی خردی سیاسی در آینده خواهد بود.
وی تاکید کرد: بر این اساس آقای خاتمی با دو ملاحظه کنارهگیری کرد؛ یکی اینکه میتوان در انتخابات با وجود مشکل تر شدن کار، با نامزدی مهندس موسوی پیروز شد و دوم اینکه با کنار رفتن او توطئه ی تخریب اخلاقی اصلاح طلبان خنثی میشود. به هر حال با کنار رفتن خاتمی شرایط تغییر کرد و امروز همه ی ما برای پیروزی اصلاح طلبان و شکست اقتدار گرایان در غیاب خاتمی به عنوان نامزد باید تلاش کنیم و هیچ مساله نباید توجه ما را از این مساله ی اصلی دور کند.
امینزاده در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر خط قرمزهای خاتمی گفت: خط قرمزهای خاتمی همچون قبل بود. فکر نمیکنم که به دلیل وضع ایجاد شده خاتمی شعار توزیع پول بین مردم را بدهد چون اعتقاد داشت که ملت با رای دادن به او توقع دارند که رسیدگی به معیشت آنها به عنوان یک اصل اساسی و ضروری در چارچوب قانون، ارتقای عزت و منزلت و شرافت انسانی ملت ایران، افزایش نظارت مردم بر قدرت، پاسخگوتر کردن نظام و افزایش ظرفیت حضور مردم در جامعه و افزایش قدرت نهادهای مدنی باشد. البته تجربه ی تکان دهنده ی قانون شکنیها در دروهی احمدینژاد لازم بود تا حداقل ظرفیت کارهای قانونمندی را که رییس جمهور میتواند برای جامعه روشن کند. خاتمی ضمن اعتقاد به باورها و خطوط قرمزش بر این عقیده استوار است که باید در کشور با کمک نخبگان جامعه، اصلاحات اساسی که در دورهی احمدینژاد ناپایدار شد، مداوم و پایدار شود. آقای خاتمی میگفت قصد دارد که مسیر کشور را به مسیر اصلاحات برگرداند، و در بهبود زندگی مردم و مبارزه با فساد، بازگشت به قانون و قانون گرایی و ارتقای عزت و احترام ملت و ارتقای منزلت ملی در سطح جهان گام بردارد.
امینزاده در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه آیا تدبیری پشت تصمیم کنارهگیری خاتمی نبود؟ گفت: قطعا کنار رفتن خاتمی با تعارف و احساسات همراه نبود. کنار رفتن ایشان دو مشکل ایجاد کرد؛ یکی ایجاد شوک در جامعه و به خصوص در میان آن دسته از اصلاحطلبانی بود که برای ورود او به صحنهی انتخابات و پیروزی بلا منازع او همه چیز را آماده کرده بودند. مشکل دیگر گلایه و مطالبات آن آحاد جامعه بود که برای آمدن او به صحنه ی انتخابات تلاش کرده بودند و از کناره گیری او گلایه داشتند. کسانی همچون مردم و فعالان استانهای فارس، بوشهر، کهکیلویه و بویر احمد که پیروزی قطعی او را به چشم دیده بودند و با تمام وجود از کناره گیری ایشان ناخشنود و گلایه مند بودند. پیامد این وضع انفعال هم بود؛ چیزی که در حال حاضر مهمترین نگرانی در مورد پیروزی اصلاح طلبان است. باید همه، به رغم هر ملاحظه ای که داریم برای پیروزی تلاش کنیم.
امینزاده در پاسخ به پرسش دیگری در رابطه با احتمال پیروزی میرحسین موسوی در انتخابات، گفت: در ساختار انتخاباتی همچون ایران، مردم باید از کسی خوششان بیاید تا به او رای دهد. معمولا آن شخصیت نمیتواند محبوبیت خود را در افراد دیگر ترجمه کند؛ آقای خاتمی دوست داشتنی است یعنی اگر خودش در صحنه حضور یابد به او رای میدهند اما اگر نیاید و بگوید که به کروبی یا مهندس موسوی رای دهید معلوم نیست که مردم به آنها رای دهند؛ مگر آنکه عوامل دیگری نیز توجه آنان را به یک نامزد افزایش دهد.
وی ادامه داد: در صورت قطبی شدن انتخابات مهندس موسوی شانس پیروزی در دور اول انتخابات را نیز دارد. چون آن چه تضمین کننده رای مثبت مهندس موسوی است رای منفی بالای 55 درصد احمدینژاد است؛ اگر قرار بود مهندس موسوی فقط رای مثبت خود را به رقابت بگذارد اطمینانی کمتری وجود داشت و او زمان بیشتری برای اثبات خود نزد 80 درصد جامعه که دوره ی مدیریت او را به خاطر نمی آورد، نیاز داشت. اما رای منفی احمدینژاد رای بسیار محکمی است و شانس پیروزی اصلاح طلبان را افزایش می دهد. اما کار بسیار دشواری است؛ احمدی نژاد نیز همانگونه که اشاره کردم تلاش دارد که با هزینه ی میلیاردها دلار از بودجه ی کشور بخشی از این مخالفان جدی را به سوی خود جلب کند.
وی افزود: رقیب مهندس موسوی، امکانات دولتی و پول در اختیارش دارد. خوشبینی و خوش خیالی در عالم سیاست خوب نیست حتی در مورد خاتمی که همه فکر میکردند حتما پیروز میشود ما به عنوان ستاد خاتمی بازی های رقیب را بسیار جدی می گرفتیم. در مورد مهندس موسوی این مساله خیلی جدی تر است و او به تلاش تک تک اصلاح طلبان نیازمند است.
امین زاده در پاسخ به پرسش دیگری درباره ی شعار کروبی و موسوی برای جمع کردن گشت ارشاد گفت: اگر اصلاحطلبان ببرند خیلی از کارهایی که امروز انجام میشود دیگر در کشور انجام نخواهد شد. البته این بدان معنا نیست که رییسجمهور اختیار قانونی را برای جلوگیری از همه ی کارها خلاف و غلط را دارد بلکه حضور رییسجمهور اصلاحطلب فضا را حتی در بخش های حکومتی خارج از دولت تغییر میدهد؛ خیلی از کارهای بزرگی که خاتمی در زمان ریاست جمهوری انجام داد تنها در ارتباط با حوزه ی اختیارات دولت نبود. کارهای بزرگی بود که در دست دولت نبود، اما خاتمی توانست خیلی بی قانونی ها و مفاسد را کنترل کند. مثلا در دولت نهم شاهد ورود بسیار گسترده و اختلال آفرین برخی نهادها به حوز های اقتصادی هستیم. نمونه ی آن واگذاری مزایده های میلیاردها دلاری به شرکت های دولت ساخته مرتبط با برخی نهادهای نظامی است. اقداماتی که غالبا با دور زدن قانون و دور از چشم نظارت جامعه و بی ضابطه و با رابطه صورت می گیرد؛ در زمان خاتمی جلوی چنین فعالیت های فسادآفرینی گرفته شد. خاتمی روی خیلی از دستگاهها و نهادها همچون قوه ی قضائیه، کار بسیار بزرگی را در رابطه با قتلهای زنجیرهای انجام داد. یک رییسجمهور اصلاحطلب بسیاری از شرایط و رفتارها را در سیاست خارجی، رفتار با مردم و ... تغییر میدهد. بر این اساس جمع کردن گشت ارشاد کار آسانی است.
امینزاده نقش نیروهای اصولگرا در پیروزی مهندس موسوی گفت: مهندس موسوی میتواند با آنهایی که در حوزهی جنگ و دفاع مقدس، بر اساس شناخت او از دوران جنگ، بدون سلایق خاص سیاسی به او علاقه دارند، ارتباط برقرار کنند اما سهم رای آنها ضمن آنکه با ارزش است خیلی تعیین کننده نیست. نیروهای فعال به نفع مهندس موسوی در این حوزه ها خیلی محدودند. عملا نیروهای فعالی که برای پیروزی موسوی تلاش می کنند عمدتا اصلاح طلبان هستند. برخی تصور میکردند که به علت نارضایتی فراگیر نسبت به عملکرد احمدی نژاد، همه ی گروهها با سلایق مختلف همچون دهه ی 60 اجماعی را بر روی مهندس موسوی انجام میدهند اما این طور نیست. اکنون فضا قطبیتر از آن زمان است و شرایط تغییر کرده است. با این وجود در جناح راست نارضایتی از دولت خیلی شدید است و افرادی هستند که تمایل دارند پنهانی به مهندس موسوی رای دهند و حتی پنهانی به خاتمی هم رای میدادند. اما تعداد آنهایی که رسما و علنا از مهندس دفاع کنند و برای پیروزی او تلاش کنند خیلی کم است و تاثیر تعیین کننده نخواهد داشت. در عین حال این اندک هم مغتنم است و باعث شکسته شدن جو نادرست و انحرافی ساخته شده در مورد تباین اصلاح طلبی با اصول گرایی است که در فضای جدید کاملا مخدوش شده است. با توجه به ارزشی که امام(ره) برای مردم و رای آنان و حقوق آنان قائل بود باور اصلاح طلبان به امام راحل بسیار نزدیکتر از برخی از مدعیان اصول است.
امینزاده در پاسخ به سوالی در مورد انتصابات دولت گفت: این دولت، دولت عجیبی است. در هیچ جای دنیا وزیر دولت 160 میلیون دلاری وجود ندارد؛ حتی در کشور توسعه یافته و پولدار هم فردی با 160 میلیون دلار ثروت وزیر نمیشود. دولتی که بانمایش کفش کهنه پیروز شده و دولت را در دست گرفته به جایی میرسد که وزیر کشورش یک وزیر 160 میلیون دلاری است.( البته طبعا باید 300 یا 400 میلیون ثروت داشته باشد که اینقدرش اعلام شده است.) او تازه جای وزیری را گرفته که به جعل سند و خرید مدرک تحصیلی بی اعتبار دست زده است؛ وزیری با سوابق کاری مملو از اتهاماتی که توسط خود نمایندگان مجلس فاش شد. او معاون خاص آقای لاریجانی در صدا و سیما( داستان های شخص آقای لاریجانی هم بماند برای بعد ) بود و متهم پروندهی 530 میلیارد تومان در آمدهای پنهان شده ی صداوسیما بود که از همه ی اتهامات گریخت و نهایتا به عنوان وزیر این دولت رسوا شد. زمانیکه در شورای نظارت صدا و سیما بودم او را برای توضیح در مورد در 530 میلیارد دلار گم شده صداو سیما احضار کردیم پاسخ او را هرگز فراموش نمی کنم که گفت صدا و سیما به هیچ فردی پاسخگو نیست و بر این اساس لزومی به توضیح به شورای نظارت صدا و سیما هم نمیبینم!
امین زاده تاکید کرد: به رغم همه ی مشکلات باید به این نکته توجه کرد که وضعیت رقیب اصلاحطلبان وضعیت آشفتهای است چرا که هیچ کدام از اصولگرایان معتبر آمادگی حمایت جدی از احمدینژاد را ندارند و خیلی از جناح راست از این متاثرند که نمایندهی آنها فردی است که نمیتوانند از او دفاع کنند. آنها اگر امکان داشتند فرد دیگری را برای انتخابات به صحنه میآوردند.
وی در پایان درباره ی دانشگاه ها گفت: اکنون تنها بحث دانشجویان ستاره و فشارهای گسترده و فزاینده ی این دولت نسبت به دانشجویان مطرح نیست. وضع استادان نیز بسیار نامطلوب است به گونهای که موج عظیمی از بیسوادان وارد محیط دانشگاهی میشوند و بهترین اساتیدی که نفس حضور آنها در محیط های علمی بسیار موثر و بابرکت است از محیط دانشگاه حذف و خانهنشین شده اند. در شرایط فعلی خردستیزی بسیار گسترده شده است. محدود به دانشگاه و حوزه های علوم انسانی هم نیست. همه جا را در برگرفته است. مثلا خاموشی برق و عدم ساخت نیروگاه و بی آبی و مسائلی از این دست نیز بیش از هر چیز تحت تاثیر خرد ستیزی و تخصص ستیزی این دولت و حذف متخصصات برجسته از حوزه های مختلف میدیرت کشور است.
|